روزی که توی مسابقه وبلاگ نویسی دانشجویی از حماسه تا حماسه شرکت کردم، امید چندانی به برنده شدن نداشتم، فقط خواستم خودم رو بین افسران جنگ نرم محکی بزنم، تا اینکه روزها گذشت و 10 نفر برگزیده اعلام شدند.

قبل از اعلام نتایج وبلاگهای برگزیده با من تماسی گرفتند و خبر دادند که وبلاگم جزء 10 نفر هست و ازم خواستند که برای برگزاری مراسم اختتامیه و دریافت جوایز به دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین برم.

خیلی خوشحال شدم که در بین این همه وبلاگهای مبارزه با فتنه من هم جزء برگزیدگان شدم.

خلاصه آماده ی رفتن به قزوین شدم، آخرین بلیط اصفهان به قزوین ساعت 10 شب بود، بلیط رو گرفتم و آماده ی رفتن شدم. اندکی مانده بود به ساعت 5 صبح روز سه شنبه، دهم اسفند که با صدای راننده متوجه شدم که به قزوین رسیدیم!

برف شدیدی در حال باریدن بود، از سرما بدنم خشک شده بود، سریع خودم رو به داخل ترمینال رسوندم و تا نیم ساعت فقط میلرزیدم تا بدنم از خشکی در اومد!! هوا واقعا سرد بود...

نمازم رو خوندم، یک ساعتی خوابیدم و ساعت 7 صبح روانه ی محل برگزاری مراسم شدم.

هنوز ساعت 8 نشده بود که جلوی در دانشگاه بودم، دانشگاه بزرگ و خیلی زیبایی بود، از اون دانشگاهها بود که آدم دوست داشت در اون تحصیل کنه! بالاخره با پرسیدن از این و اون خودم رو به قسمت امور دانشجویی و معاونت فرهنگیش رسوندم که مسئول اونجا چهره ی من رو از روی عکسی که در وبلاگم گذاشته بودم شناخت و استقبال گرمی کرد. کمی خوش و بش کردیم و از اونجا که مراسم ساعت 2 بعد از ظهر قرار بود شروع بشه رفتم سمت مسجد دانشگاه تا در اونجا اندکی استراحت کنم.

ساعت 12 ظهر از خواب پا شدم، رفتم که وضو بگیرم و برای نماز ظهر آماده بشم، هنوز برف با همان شدت در حال باریدن بود، خلاصه نماز ظهرمون رو هم به جماعت خوندیم و یه گشتی توی دانشگاه زدیم و ناهار رو هم خوردیم و به سمت سالن آمفی تئاتر دانشکده علوم انسانی رفتیم، چیزی دیگه به شروع مراسم نمونده بود.

روی دیوارهای درب ورودی سالن آمفی تئاتر عکس های بزرگی از وبلاگ های برگزیده زده شده بود، خلاصه تا شروع مراسم برای اولین بار از روی دیوار مطالب وبلاگها رو خوندم!!

خلاصه به سالن رفتیم و مراسم با اندکی تاخیر شروع شد، از سخنرانی بسیار زیبای دکتر پرویز امینی نویسنده کتاب جامعه شناسی 22 خرداد بسیار استفاده کردیم، نوبت به شاعر حماسی استان قزوین، آقای امیر عاملی رسید که با شعرهایشان و نحوه خواندن آنها واقعا به آدم انرژی زیادی منتقل میکرد و بالاخره بخش آخر رسید و از نفرات برگزیده با تندیس و لوح تقدیر و جوایزی از آنها تقدیر شد.

www.din-siasat.blogfa.com 

و مراسم به پایان رسید، با یکی از دوستان هم رزم خود یعنی آقای علی جعفری نویسنده وبلاگ چراغ دل آشنا شدم و کلید دوستی ما زده شد، هم چنین از دیدن آقای قنبری نویسنده وبلاگ واژگون بسیار خوشحال شدم، همیشه از خوندن مطالب وبلاگشون لذت میبردم، ایشون نفر اول شدن و واقعا هم حقشون بود.

... و ساعاتی بعد از قزوین به تهران و سپس از تهران به اصفهان برگشتم. اما با یک روحیه و عزم بسیار جدی تر و بالاتر، و این عزم و روحیه جدید رو مدیون عوامل برگزاری این مسابقه هستم و دست همشون رو از همین جا می بوسم که به فکر کسانی هستند که بی هیچ منت و توقعی به دفاع از ارزش های اسلام و این نظام اسلامی می پردازند و در این جنگ نرم با بصیرت و روشنگری خود جلوی دشمنان این نظام و انقلاب ایستاده اند...

امروز من تندیسم رو بالای میز کامپیوترم گذاشته ام، تا مبادا روزی برسد که من هم خدایی نکرده در فتنه های بعدی جزء کسانی باشم که با لجبازی دل ضد انقلابیون و خارج نشین ها رو خوش کنم، تا مبادا روزی برسد که پشت نظام و رهبرم رو خالی کنم، تا مبادا روزی برسد که حرف از امام بزنم ولی با اندیشه های امام هیچ تشابهی نداشته باشم، تا مبادا روزی برسد که حرف از حقوق بشر بزنم و علیه دشمنان حقوق بشر موضعی نگیرم و نه غزه نه لبنان بگویم، تا مبادا...

بار دیگر از تمامی برگزارکنندگان این مسابقه نهایت تشکر رو دارم، اجرتون با امام حسین (ع)


پ.ن ۱: اطلاعیه جنبش سبز پیش از تجمع 25 بهمن: شرف نداریم اگر 25 بهمن نظام را ساقط نکنیم!

اطلاعیه جدید آنها، پس از تجمع: نظام از این به بعد مراقب خودش باشد، ما یک مشت بی شرفیم...!!


پ.ن ۲: به تمام فتنه گران و کسانی که معتقدند صانع ژاله شهید جنبش سبز هست و کسانی که باورکرده اند که شخص مصاحبه کننده با رسانه دروغگوی صدای آمریکا و رسانه ای که حامی عبدالمالک ریگی بوده، همان برادر شهید صانع ژاله بود توصیه می شود، نامه سرگشاده خانواده شهید صانع ژاله خطاب به ملت ایران  را بخوانند.

هر چند معتقدم که اگر خود شهید هم زنده شود و بگوید که بسیجی و ولایتمدار بوده باز این گروه ضدانقلاب خواهند گفت: خود نظام او را زنده کرده تا شهادت دهد! یا می گویند به او قرص داده اند! شاید هم بگویند او از لباس شخصی ها دستور میگیرد! یا از اینجور چرندها که زیاد شنیدیم... یا حق