فاصله ها از منظر جنبش سبز
شبکه ی تلویزیونی میرحسین (MirHosein TV Network) تصمیم به پخش سریالی تحت عنوان فاصله ها به نویسندگی و کارگردانی جرج سوروس (بنیانگذار انقلاب مخملی) گرفته است. تهیه کننده های این فیلم سازمان های خبری بی بی سی فارسی و صدای آمریکا (VOA) می باشند.
بازیگران این سریال عبارتند از: محمد خاتمی، شیخ مهدی کروبی، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و با حضور خاندان هاشمی رفسنجانی و سایر بازیگران سبز

داستان این سریال درباره ی فاصله ای است که بین جنبش سبز (جنبش اشرافیت) و نظام و مردم ایران افتاده است. میرحسین که انسان ساده ای است در زمان انتخابات عاشق زهرا می شود اما وقتی که از محمود می بازد تصمیم به اغتشاش می گیرد. سعید که از پدرش 10میلیون قرض گرفته و به ساسان داده، برای برگرداندن پول به پدرش چون ضامن نداشته موفق به گرفتن وام نمی شود، از این رو تحت مصاحبه ای با سایت های سبز به دولت و نظام بانکی انتقاد میکند. سعید که از سیصد میلیون کروبی باخبر میشود برای گرفتن 10میلیون قرض نزد کروبی می رود که شیخ در جواب می گوید من فقط دست بگیر دارم و دست بده ندارم، چرا که من دست نوشته از امام دارم که فقط بگیر و خرج کن، در همین حین وقتی که جنبش سبز می فهمد محسن خبری دیگر از لیلا ندارد به او می گوید که او در اغتشاشات توسط بسیجیان شهید شده و برای او مجلس ختم و هفته با حضور سران جنبش می گیرند و اسم او را در پروژه 72شهید وارد می کنند اما مدتی بعد محسن توسط پسرش سعید، لیلا را می بیند و به زنده بودن لیلا پی می برد. در همین حین پدر بیتا در زندان دست به اعتصاب غذا می زند و این خبر می شود سرتیتر خبرگزاری های جنبش سبز. پدر محسن برای تحقیق درباره ی اینکه پدر بیتا برای چه به زندان افتاده نزد کروبی می رود که کروبی ماجرا را اینگونه تعریف می کند: پدر بیتا با یک بسیجی آشنا می شود و آن بسیجی پس از مست شدن قصد تجاوز به بیتا را داشته و پدر باغیرت بیتا که سبز هم بوده او را با ضربه ی چاقو می کشد و الان این پدر سبز زیر تیغ می باشد. در این ماجراها هر چه عمو رضاهای جامعه از میرحسین تقاضا می کنند که به آغوش نظام برگردند فایده ای ندارد تا اینکه ساسان و فرهاد و محسن و سعید و همه می فهمند همه ی این ماجراها زیر سر مهران است. مهران که برای محمد خاتمی کار می کند، پس از ملاقات خاتمی با جرج سوروس با او آشنا شده و خاتمی هم تمام نکات انقلاب مخملی را به مهران یاد داده است. این وسط عده ای که فرهاد هم بین همین عده است با فهمیدن ماجراها و توهین های جنبش سبز به دین از این حذب جدا می شوند و به آغوش ملتشان باز می گردند. همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود اما فردای آن روز خبرگزاری ها اعلام می کنند که بیتا توسط افرادی مجروح و در حالیکه بهش تجاوز شده کنار خیابان انداخته شده است. کروبی هم خود را سریع به سعید می رساند و خبر می دهد که بعد از اینکه بیتا را ول کردی بسیجیان او را بردن زندان اوین و اجازه ی ملاقات هم ندادند، بعد منتقلش کردن کهریزک و بهش تجاوز کردند و کنار خیابون انداختنش، اما سعید که دیگر سر عقل اومده و از دروغ های بعضیا باخبر شده توجهی نمی کند و کروبی برای پخش این خبر به بی بی سی و صدای آمریکا (VOA) مراجعه می کند...
این سریال که بی شمار طرفدار دارد هم چنان در این شبکه در حال پخش می باشد.
گفته می شود مقامات رژیم صهیونیستی، آمریکا و انگلیس از دست اندرکاران و بازیگران این سریال تشکر و قدردانی فراوان کرده اند.
اما تیتراژ پایانی این سریال با صدای محمدرضا شجریان، شاعر: میرحسین موسوی
اگه جـنـبش عقـب افـتــاده *** اگه من به نظام بد کردم
محمود کاری تو با من کردی *** کـه فـکـرشـم نــمـیـکـردم
چـه آسون ضایع کردی مـنو *** منی که جنبش پام گیره
کـه از ایـن چـیـزتــرم بـاشـــم *** واسه چیزام نفسشون میره
مـن مـی تــرســم از وقــتـی *** بیـانیـه هام بی اثر میـشه
همیـشه لحظه ی آخر *** احمدی برنده میشه
تورو دسـت BBC دادم *** که از حالم خبر داره
کـه از ایــران دروغـاشـو *** یه لحظه بر نمی داره
تـو کـــروبــی مـنـی امـــا *** داری از دست در میری
بــا دسـتـــای خــودت داری *** سیصد میلیونو می گیری
بـیـــــانــیـــــه دادم بـــــازم *** ولی جنبش دیگه خوابیده
مــگـــه مــیــــزاره BBC *** مگه VOA امون میده
دیـوونــم کـرده خـاتـمی *** ببین جنبش پریشونه
من اونـقدر چـیز می نویسم *** کـه خـالـی نکنـیــن شونـه
حساب کتاب رفتـه از یـادم *** بلـد نیـستـم که بشمارم
فقط یک چیز رو مـیـدونـم *** که بگم من بی شمارم
مـن مـی تــرســم از وقـتـی *** بیـانیـه هام بی اثر میـشه
همیـشه لحظه ی آخر *** احمدی برنده میشه
تورو دسـت BBC دادم *** که از حالم خبر داره
کـه از ایــران دروغـاشـو *** یه لحظه بر نمی داره
پ.ن: داریوش و گوگوش میان ایران، دستگیر میشن، طرف میپره وسط میگه ما سه تا رو کجا می برین؟!
این جوک شده حکایت جنبش سبز، علی کریمی با باشگاهش اختلاف پیدا میکنه و اخراج میشه، جنبش سبز می پره وسط میگه ما سبزارو چرا اخراج می کنین؟!
آخه چرا خودتون رو پایه خنده ی ما می کنین؟! بابا مگه کعبی و مهدوی کیا و چندتای دیگه هم سبز نبسته بودن؟ پس چرا اونا دارن بازی خودشون رو میکنن؟!! اخراج علی کریمی چه ربطی به شماها داره آخه؟!! من خودم از طرفدارای علی کریمی ام، خجالت بکشین دیگه، زشته، جنبشتون باخت که باخت، به جهنم، دیگه دلیل نمیشه همه چیزو به خودتون ربط بدین تا جنبشتون دوباره زنده بشه که!![]()
سلام، فرهاد هستم